مير تقي الدين كاشاني

65

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

پيدا كرد ، در اندك فرصتى آن صنعت را آن‌چنان به دست مىآرد كه استاد آن فن در سى سال آن‌چنان نداند و صاحب آن شيوه از خطّ خود آن خط را فرق نتواند ، و نيز در جميع خطوط ماهر است بلكه بر اكثر صنايع قادر ، امّا به واسطهء ميل طبيعت ، به خطّ نستعليق بيشتر توجه مىنمايد و در آن وادى از جملهء استادان است ، بلكه قدوهء ايشان ، و شهرتش در آن فن در ربع مسكون درجه‌اى دارد كه مزيدى بر آن متصوّر نيست چنانچه قطعه‌هاى پرزيب و تزئينش به مرتبه‌اى رسيده كه سلاطين صاحب تمكين از اقصى بلاد عالم بالقصد ، رسولان به دار المؤمنين كاشان فرستاده ، مرقّعات معجز آياتش را مىطلبند و درين اوقات لطافت و پختگى خطّش به جايى رسيده كه هزار بيت كتابتش با انتظار بيش از حد ، به ده هزار دينار خريدارى مىنمايند و قطعه‌اش به درجه‌اى رسيده كه ديدهء ناظران از ديدن آن سيرى ندارد . اميد آنكه حق سبحانه و تعالى سرچشمهء اين فيض را از آلايش بشرى مصون و مأمون دارد ، بحقّ محمد و آله الطاهرين . و در اثناى اين احوال گاهى به شعر گفتن ميل مىنمايد و از عين ذهن نقّاد و فكر وقّاد ، جواهر آبدار از تلاطم امداد و اجزار بحر اسرار به ساحل و حواشى سفينهء ظهور منتشر مىگرداند و اين چند بيت كه در اين اوراق مثبّت شده از آن جمله است « 1 » : انتخاب غزلياته ساكنان كوى غم را بىسرانجامى خوش است * كام دل چون سر به سر تلخ است ، ناكامى خوش است

--> ( 1 ) . در عرفات ، ص 722 دربارهء وى آمده است : « راقم قطعات هنرپرورى ، جامع صفات نام‌آورى ، اختر برج عزّت سپهر مكانى ، گوهر درج سعادت خوش‌بيانى ، مير معز الدين محمد خطاط كاشانى ، سيّدى بود در نهايت استعداد و قابليّت و جامعيت ، اقسام هنر را صاحب ، انواع كمال را مالك ، سنبل رخش آب رياحين برده ، تحفهء قلمش نارنجى برآورده . از خوش‌نويسان مقرّر مشتهر است . به جميع حيثيات آراسته بود . كم هنرى مانده كه در آن دستى نداشته حتى در رندى . . . در شبگردى نيز دستبردها مىنموده ، تاج از تارك عيّوق مىربوده در آخر شاه طهماسب در موطن خود وفات يافت : به يك نظر ز تو گشتيم قانع و نگذارند * زهى قناعت عاشق ، زهى مروّت مردم » تاريخ فوت معز الدين محمد ، با توجه به ماده تاريخ مير احمد مشهدى و محمد حسين تبريزى ( به سال 986 ) ، پس از روى كار آمدن سلطان محمد خدابنده بوده و مؤلّف عرفات به احتمال برحسب شنوده‌هاى خود از مسافران ، چنين نقل كرده است . براى تحقيق بيشتر ر . ك : الذريعة ، ج 9 ، ص 1069 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 208 و صبح گلشن ، ص 430 .